به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از سیانان، هنگامی که مراسم تشییع به اوج خود رسید، بمبها و موشکهای ایالات متحده در تلافی حملات ایران به کشتیها در تنگه هرمز سراسر کشور را هدف قرار دادند. تنها چند ماه پیش، این حملات میتوانست زلزلهای برای منطقه باشد. اما پس از دو جنگ در 9 ماه، وقتی خبر حملات هوایی روز چهارشنبه به تهران رسید، نوعی احساس بیخیالی وجود داشت.
نمایش قدرت
دولت ادعا کرد که بیش از ۱۰ میلیون عزادار در مراسم تشییع آیتالله خامنهای شهید در این هفته شرکت کردند. ارزیابی مستقل از این تعداد تقریباً غیرممکن است، اما در تهران، حداقل صدها هزار نفر برای مراسم تشییع جنازه روز دوشنبه به خیابانها آمدند. بخش عمدهای از مسیر راهپیمایی ۲۰ کیلومتری مملو از عزاداران سیاهپوش بود که پرچمهای قرمز شهادت و انتقام را حمل میکردند.

وزن حمایت آشکار در این هفته، این تصور را که تغییر رژیم در ایران یک پیشنهاد عملی برای دشمنان ایران در خارج از کشور است، زیر سوال میبرد - به هر حال، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل در ماه فوریه جنگ خود را علیه این کشور آغاز کردند، از مردم ایران خواست خودشان مسئولیت تغییر حکومت را بر عهده بگیرند.
خشم جوشان
مراسم تشییع - به ویژه مراسم روز دوشنبه در تهران - بسیار احساسی بود. این در میان پیروان اسلام شیعه که سنتشان نمایش ظاهری ایمان است، غیرمعمول نیست. اما مراسم تشییع برای بسیاری از حاضران عمیقاً شخصی به نظر میرسید. نفیسهسادات، 30 ساله، به سیانان گفت: «من حتی او را بیشتر از پدرم دوست داشتم. انگار دوباره پدرم را از دست دادهام. احساس میکنم یتیم شدهام، قلبم میسوزد.»
فاطمه 25 ساله گفت: «او رهبر ما و مردی بسیار بزرگ بود. من راه او را ادامه خواهم داد.» او تمام شب را از شهر کاشان در مرکز ایران رانندگی کرده بود تا به مراسم تشییع در تهران برسد. دیگران هم خواهان تلافی بودند.

زنی جوان به نام مهتاب در حالی که جمعیت منتظر تابوت خامنهای در روز دوشنبه بودند، به سیانان گفت: «ما برای انتقام خون رهبرمان به اینجا آمدهایم و حتی یک ثانیه هم از این کار دست نمیکشیم. خون را باید با خون پس داد.» قاسم، روحانی اهل تهران، گفت: «تا زمانی که ترامپ را نکشیم، آرام نخواهیم گرفت.»
این فراخوان از سوی مقامها هم مطرح شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز پنجشنبه در بیانیهای گفت: این هفته «صرفاً مراسم وداع و سوگواری نبود، بلکه... فراخوانی برای انتقام آن چهره محبوب بود که توسط میلیونها عزادار داغدار امضا شده بود.»
خشم از آمریکا - و مهمتر از همه ترامپ - همه جا را فراگرفته بود. هر روز، دهها عزادار با وعده کشتن رئیس جمهوری آمریکا به انتقام ترور رهبرشان به ما مراجعه میکردند. شعارهای «مرگ بر ترامپ» و «مرگ بر آمریکا» واکنشهایی رایج به دیدن تیمی از روزنامهنگاران بینالمللی بود، گرچه تیم CNN با سوالات مودبانه و درخواستهای سلفی هم مواجه شد.

در طول جنگ رمضان امسال، حال و هوا بسیار تاریکتر بود. با توجه به اینکه بسیاری از مردم نگران امنیت خود بودند، زیرا بمبهای آمریکایی بدون هیچ هشداری از آسمان شب ایران سقوط میکردند، خصومتی آشکارتر در خیابانها وجود داشت. خشم عمومی در حالی که کشور با رگبار بمبهای بیهدف از آسمان دست و پنجه نرم میکرد، شدیدتر بود.
انتخاب دردناک
طیبهسادات، کارمند دولت از تهران، به سیانان گفت: «من از مقامهای کشور خودم انتقاد میکنم. وقتی قرار بود به آن افراد در خارج از کشور پاسخ درست بدهند، این کار را نکردند. مذاکرات خلاف خواست ملت بود. آنها تمام تلاشهای نیروهای مسلح ما را هدر دادهاند.»
روی دیوارها در مصلی تهران شعارهای «مذاکره با شیطان ممنوع» و «لعنت بر کسی که مذاکره میکند» با گچ نوشته شده بود. کاهش تحریمهای تنبیهی به رهبری آمریکا، محور هر گونه توافق مذاکرهشده با ایالات متحده است. با این حال، برخی، سختیهای اقتصادی شدیدی را که بر ایرانیان تحمیل شده، به توافق با کاخ سفید ترامپ ترجیح میدهند.

آنچه واضح است اینکه هیچ اعتمادی در ایران نسبت به ایالات متحده وجود ندارد. دو بار، مذاکرات جاری با کارزارهای بمباران به رهبری ایالات متحده به بنبست رسید. در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، او یکجانبه از توافق هستهای برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) که سالها مذاکره دقیق برای ایجاد هماهنگی با متحدان اروپایی طول کشیده بود، خارج شد.
با نگاهی متفاوت
پیش از فروپاشی تفاهمنامه - و آتشبس شکننده آن - در روز چهارشنبه، مشخص بود که دو طرف برداشتهایی بسیار متفاوت از این توافق دارند. بند ۵ را در نظر بگیرید: ایران «با تمام توان خود تمهیداتی را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری بدون هیچ هزینهای، فقط برای ۶۰ روز فراهم خواهد کرد...» و در ادامه میگوید که ایران در مورد «مدیریت آینده و خدمات دریایی» با همسایه عمان مذاکره خواهد کرد.

دولت ترامپ بارها گفته است که این به معنای بازگشت به شرایط ترانزیت بدون عوارض قبل از جنگ برای تنگه است. در ایران، برداشت کمی متفاوت تهران از همان بند، آنها را در حال برنامهریزی هزینههای خدمات دریایی برای کشتیهای در حال عبور کرده بود. به گفته مقامهای ایرانی، ایرانیها همچنین خود را مسئول تعیین شرایط ترانزیت از طریق تنگه میدانستند. مانند بسیاری از موارد، دیدگاه تهران بسیار متفاوت به نظر میرسد.